مرتضى راوندى
410
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خيام و اعتقاد به تناسخ در تاريخ الفى ، خبرى طنزآميز نقل شده كه نگارش آن خالى از تفريح نيست : « از اكثر كتب چنين معلوم مىشود كه وى مذهب تناسخ داشت ، چنان كه نقل مىكنند : در نيشابور مدرسهيى كهنه بود و از براى عمارت آن مدرسه ، خران خشت مىكشيدند ؛ روزى حكيم با جمعى از طلبه راه مىرفت ، يكى به اندرون نمىآمد و حكيم چون آن حال بديد ، تبسمكنان به جانب آن خر برفت و اين رباعى را گفت : اى رفته و بازآمده بل « 1 » هم گشته * نامت ز ميان نامها گُم گَشته ناخن همه جمع آمده و سُم گشته * ريش از پس كون برآمده دم گشته آن خر ، پس از شنيدن اين رباعى فى الحال قدم به اندرون مدرسه نهاد ، از خيام پرسيدند كه سبب چه بود كه خر بعد از شنيدن اين رباعى فى الحال به اندرون مدرسه درآمد ؛ خيام گفت : بهواسطه آنكه روحى كه تعلق به جسم اين خر گرفته ، پيشتر تعلق به بدن مدرس اين مدرسه داشته ، بنابراين از شرمندگى نمىتوانست درآمد ، اكنون چون دانست كه حريفان ، او را شناختهاند ، بالضّروره قدم به اندرون نهاد . « 2 » » اين داستان با توجه به رباعيات خيام و محيط اجتماعى آن روز ايران به كلى بىاساس و ساختگى است . مقام و ارزش جهانى خيام شايد در ميان شعرا و گويندگان ايرانى ، هيچيك چون خيام مورد توجه ملل و نحل گوناگون قرار نگرفته باشند . مجتبى مينوى ، عدد رسالات و مقالات ( مربوط به خيام ) را فقط در اروپا و امريكاى شمالى تا سال 1929 ميلادى به 1500 بالغ دانسته است و سعيد نفيسى در خطابهيى گفته است : « آنچه تاكنون تحقيق كردهام خيام 32 بار به زبان انگليسى ، 16 بار به زبان فرانسه ، 8 بار به زبان عربى ، 5 بار به زبان ايتاليايى ، چهار بار به زبان روسى و تركى ، دوبار به زبان دانماركى و سوئدى و ارمنى ترجمه شده و ترجمه فيتز جرالد تا سال 1925 يك صد و سى و نه مرتبه به چاپ رسيده است . . . » « 3 » بهنظر دشتى : « خيام در مدارى بسى برتر از تعصبهاى نژادى و مذهبى سير مىكند ، آنچه فكر او را به خود مشغول كرده است ؛ ماوراى اين چهار ديوارى تنگ اختناقآورى
--> ( 1 ) . بل : اشاره به يكى از آيات قرآن است . ( أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ، سوره 25 ، آيه 46 ) ( 2 ) . براون : تاريخ ادبى ايران ، ج 2 ، ترجمه و حواش على پاشا صالح ، ص 449 ( 3 ) . همان كتاب ، ص 519 ، حواشى به نقل از دمى با خيام دشتى .